آرشیدا عشق مامانی و باباهی آرشیدا عشق مامانی و باباهی ، تا این لحظه: 15 سال و 20 روز سن داره

☺☻آرشیدا خورشید آریایی☺☻

لباس های جدید آرشیدا در این ماه

  این کشف ها لو مامانی تازه برام خریده رنگش هم صولتیه مامان: قربون اون پاهای سیندرلایت که کل اهواز رو برا کفش سایز پاهای کوچولوت زیر و رو کردم آقاهه میگفت بهش نمی آد سایز پاهاش اینقدر کوچیک باشه حتما تو دلش میگفت با این لپ های تپلش بقیه لباس ها در ادامه   عاشق این لباستم تپلم لباس تو خونه ای لبس سه تیکه ی کیتی قربون نیم تنت که نافت ازش میاد بیرون دوردونه شلوارک لی نه که شب های اینجا خیلی سرده البته زیر کولرها دست و پای دخملی یخ میکنه باید آستین بلند بپوشه اینم کفش های سیندرلایی شماره 12 قربون پاهای کوشولوت بره مامان ...
24 خرداد 1391

8 ماهگی آرشیدا

آرشیدا کوچولو در 8 ماهگی           مامانی برام یه چیزی خریده یه عالمه میوه میریزه داخلش و میده دستم بعدش دیگه میوه نمیپره گلوم مامانی هم با خیال راحت به کارهاش میرسه وقتی آرشیدا هندوانه میخوره و خودش و همه جا رو غرق در آب هندوانه میکنه    آرشیدا از 7 ماهگی روی پای خودش می ایسته     آرشیدا عاشق کتابه وقتی کتاب هاش جلوش پهن میشه شور و ذوقش وصف ناشدنیه آرشیدا در حال خوندن کتاب های خوشکل مقواییش ددد دی دی دی با نه اوووووو       آرشیدا عاشق موبایل، لب تاپ ، کنترل، و روبان   آرشیدا عاشق پتو بازی ، ...
22 خرداد 1391

بابایی مهربونم روزت مبارک

بابا شاهین خوبم من آرشیدا شاهدخت شاهروی شایسته ی تو خورشید آریایی که شبنم شکوفه های بهاری بر روی شهپر شاه بالم نشسته با تمام وجود عاشقانه دوستت دارم و خونی که در شاهرگم جاریست شاهد این شگفتی است     حافظه دوربینمون شب جشن روز پدر سوخت و تمام عکس هامون از بین رفت اما با موبایل چند تا عکس گرفتیم بعدا با جریان سوپرایز کردن بابا میگذاریم   باباهی تو همه هستی مائی عاشقتیم و خیلی دوستت داریم ...
21 خرداد 1391

جشن گوشواره 8/1/1391 و تولد 6 ماهگی

 ماجرا از اینجا شروع شد که ...   آرشیدا و عرفان پسر عمه مریم مهربون روز ٨ فروردین از باباجون مادربزرگ مامانی خدافظی کدیم فرداش گلال بود برگردیم اهواز شب خونه عمه ملیم برا شام دعوت بودیم من که خی دشت میگذاشتم گوشم مامان گفت بریم مطب عمو صادق   بابای مهسا شوهر خاله مریم ( دقت داشته باشید آرشیدا هم خاله مریم و خاله زهرا هم عمه مریم و عمه زهرا داره) که گوش من رو معاینه کنه ببینه چرا اینگد من دست میگذارم گوشم خلاصه بعد معاینه عمو صادق جفت مشکلی نداره اما اجازه بدید گوشش رو سوراخ کنم به عنوان عیدی برای آرشیدا که مامان جفت ممنون خاله مریم عیدی داده عمو صادق گفت درد نداره قول میدم بابا به مامان نگاه کرد ...
21 خرداد 1391
12205 0 15 ادامه مطلب

دایی معین هنرمند آرشیدا

از اونجا که داهی معین خیلی توی فوفوشاپ ماهره ...     بعد نوشت: داهی معین رفت   دایی معین این چند روز این قدر آرشیدا رو  بغل کرده بازی کرده و رقصونده و بوسیده که دخملی لپ هاش جوش کوچولو زده  دایی میگه دست خودم نیست ..... بابا نمیشه این عروسک رو بوس نکرد  اینم کارهای فتوشاپ دایی معین که پشت هر شکلکی اسم آرشیدا رو حک کرده و برا عروسک کوچولوها دندون گذاشته و ما همچنان بی صبرانه منتظر دندون کوچولوی آرشیدا هستیم . عکس های آرشیدا که داره تبدیل به DVD میشه کلی عکس دندون  از اینترنت گرفته برا جشن دندونی آرشیدا (که هنوز دندون در نیاورده ) داره  درستشون میکنه و کلی خرید ......... امروز...
18 خرداد 1391